|
مولف مدیر سایت
|
|
يكشنبه ، 01 خرداد 1390 12:37 |
|
تاجری پسرش را برای آموختن «راز خوشبختی» نزد خردمندی فرستاد. پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه رفت تا اینکه سرانجام به قصری زیبا بر فراز قله کوهی رسید. مرد خردمندی که او در جستجویش بود، آنجا زندگی میکرد. |
|
آخرین به روز رسانی در يكشنبه ، 01 خرداد 1390 12:40 |
|
ادامه مطلب
|
|
|
مولف مدیر سایت
|
|
دوشنبه ، 24 آبان 1389 20:11 |
|
مرد و ماهی
روزي روزگاري مردماهيگيري و همسرش در كلبه اي نزديك دريا زندگي مي كردند . مرد ماهيگير هر روز صبح زود براي گرفتن ماهي به دريا مي رفت.... |
|
آخرین به روز رسانی در دوشنبه ، 24 آبان 1389 20:13 |
|
ادامه مطلب
|
|
مولف مدیر سایت
|
|
چهارشنبه ، 05 تیر 1387 03:44 |
|
ثروت و بهشت
مرد ثروتمند و با تقوايي كه در حال مرگ بود از خدا خواست تا ثروت و گنجينه ي خود را به بهشت بياورد. خدا هم چون مرد ثروتش را از راه حلال در آورده بود و به مستمندان هم كمك كرده بود؛ قبول كرد.
|
|
آخرین به روز رسانی در دوشنبه ، 24 تیر 1387 23:52 |
|
ادامه مطلب
|
|
مولف مدیر سایت
|
|
دوشنبه ، 03 تیر 1387 01:46 |
|
گفتگوی کوه و سنجاب
کوه و سنجاب با هم نزاع می کردند
کوه به سنجاب گفت :« تو یک کوچولوی مغرورهستی »
سنجاب پاسخ داد :« تردیدی نیست که تو خیلی بزرگی ، همه |
|
آخرین به روز رسانی در دوشنبه ، 24 تیر 1387 20:44 |
|
ادامه مطلب
|
|
مولف مدیر سایت
|
|
چهارشنبه ، 22 خرداد 1387 18:56 |
|
یک داستان واقعی از جنگ
مرد جوانی که به تازگی از جنگ ویتنام باز گشته بود از سانفرانسیسکو به خانواده اش تلفن زد و گفت که درحال باز گشت به خانه است .
پدر مادرش بسیار خوشحال شدند . مرد جوان اضافه کرد که یکی از دوستانش نیز همراه اوست و قصد دارد او را همراه خود بیاورد . اما دوست او مشکلی داشت .او در میدان مین یک پا و یک دست خود را از دست داده بود .
|
|
آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 22 خرداد 1387 19:00 |
|
ادامه مطلب
|
|
|
|
|
|
|
صفحه 1 از 3 |